آيا كلبه شما هم در حال سوختن است!!

تنها بازمانده يك  كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، با بيقراری به درگاه  خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد،

ساعتها به اقيانوس چشم می‌دوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمی‌آمد.
در آخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسايل اندكش را بهتر  محافظت نمايد،
روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت،
دود به آسمان رفته بود،اندوهگين فرياد زد: «خدايا چگونه توانستی با من چنين كنی؟«
صبح روز بعد او با صدای يك كشتی كه به جزيره نزديك می‌شد از خواب برخاست،
آن می‌آمد تا او را نجات دهد.
مرد از نجات دهندگانش  پرسيد: «چطور      متوجه شديد كه من اينجا هستم؟«
در جواب گفتند:  «ما علامت دودی را که فرستادی، ديديم!»
  آسان می‌توان دلسرد  شد هنگامی كه بنظر می‌رسد كارها به خوبی پيش نمی‌روند، اما نبايد اميدمان را از دست دهيم زيرا خدا در كار زندگی ماست،
حتی در ميان درد و رنج .
دفعه آينده كه كلبه شما در حال سوختن است به ياد آورید كه آن شايد علامتی باشد برای فراخواندن رحمت  خداوند.
برای تمام چيزهای  منفی كه ما بخود می‌گوييم، خداوند پاسخ مثبتي دارد.

گفتی «آن غير ممكن است»، خداوند پاسخ داد «همه  چيز ممكن است»


 

تو گفتی «هيچ كس واقعاً مرا دوست ندارد» خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»


تو گفتی «من بسيار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من  به تو آرامش خواهم داد»






ادامه مطلب يادتون نره!!