چرا بچه های دندون اینقدر میخندند؟؟؟!!!

.تحقیقات نشان داد که شوخی و خندیدن توان انسان را برای مقابله با درد افزایش می دهد . با خندیدن نه تنها افراد در زندگی احساس آرامش بیشتری می کنند بلکه خنده برای سلامت جسم ، از بسیاری از داروها مفید تر است .

خنده باعث کاهش هورمون های استرس در بدن شده و عکس العمل بدن را هنگام وقوع فشارهای عصبی تغییر می دهد و باعث بالا رفتن عملکرد در محیط کار می شود.نخندیدن در در طول طول روز موجب پیری زودرس میشود، بنابراین دیدن فیلم ها یا خواندن کتابهای کمدی یا هر وسیله ای که سب خندیدن افراد در طول روز شود(مثلا شرکت تو کلاسای خودمون!!!!)امری بسیار مفید برای سلامتی است( حالا هی استادا بیان به ما گیر بدن که چرا شما به ترک دیوارم میخندین!!!!)چرا که خنده سیستم ایمنی بدن را بهبود بخشیده و باعث دریافت سطح بالاتری از اکسیژن شده، فشار خون را کاهش میدهدو به دلیل ایجاد فعالیت های فیزیکی ،کل بدن را تحت تاثیر قرار داده و عاملی برای سوخت کالری و کاهش وزن است.

خندیدن به نوعی ورزش برای عضلات صورت است . ماهیچه های دهان ، بینی ،گونه ها و اطراف چشم موقع خنده حرکت می کند حتی دیافراگم ، ماهیچه های شکم و شش ها هم بهنگام خندیدن فعال می شوند با خندیدن با حالت هیجانی و قهقهه ، شش ها از هوای بیشتری پر می شوند و اکسیژن گیری بهتر می شود ، همچنین در این حالت ضربان قلب هم افزایش پیدا می کند و خون رسانی به بدن بهتر می شود .

همچنین تاثیر یک دقیقه خندیدن برابر است با 10 دقیقه دویدن.با هر بار خندیدن در بدن انسان 3.5 کالری سوزانده میشود.کارشناسان معتقدند نه تنها قهقهه بلکه حتی لبخند کوچک باعث افزایش احساس خوشبختی و کاهش احساس درد در انسان می شود، اما خنده واقعی 80 عضله بدن را فعال می کند.

یک دقیقه خندیدن برابر است با 40 دقیقه استراحت کردن و 2 دقیقه خندیدن برابر است با 20 دقیقه ورزش  کردن  و میزان کالری که در 15 دقیقه خندیدن سوزانده میشود برای کاهش 2 کیلو گرم وزن در سال کافی است.


آیا می دانید که خنده :
ـ در بهبود روابط انسان ها موثر است ، عمر را طولانی میکند و سن افراد کمتر نشان میدهد .
ـ زبان مشترک است ، هزینه ندارد ، خنده ، خنده می آورد و نقش درمانی دارد .
ـ  جذابیت ایجاد می کند ، خنده شادی می آورد ، همان طور که شادی ، خنده به دنبال دارد .
ـ قدرت یادگیری را افزایش می دهد . و در کلاسهای درسی و آموزشی خندیدن و خنداندن یادگیری را بیشتر می کند .
ـ خنده تخلیه روانی است و احساسات سرکوب شده را رها می سازد .
-خندیدن دویدن بدون تحرک است ،خندیدن موجب می شود تا به دندانهایمان بیشتر توجه کنیم و در نظافت آن بیشتر بکوشیم!
ـ با خندیدن دوستی مان بیشتر می شوند .
ـ خنده موجب ریزش اشک از چشم می شود که این خود نوعی واکنش دفاعی بدن است و فشار خون مغزی کمی کاهش پیدا می کند .
ـ خندیدن چین و چروک صورت را از بین می برد .
ـ ۵ دقیقه خندیدن از ته دل موجب می شود افراد تا ۵ ساعت درد کمتری احساس کنند .
ـ خنده نشانه اعتماد یه نفس ـ سلامت روان و احساس امنیت است .
ـ خنده خستگی را بر طرف میکند و چهره را زیباتر می سازد ، چهره خندان همیشه در ذهن می ماند
ـ خنده در برابر عصبانیت مثل آب روی آتش است . خوب است بدانیم که تبسم و لبخند نوعی درایت و باهوش است . و به قول یک ضرب المثل فرانسوی ، جدی ترین آدم ها کسانی هستند که می خندند و می توانند بخندانند .

خداوند برای غلبه بر مشکلات ، سه شیوه را در اختیار انسان قرار داده است :

۱- خواب         ۲   – امید           ۳- خنده


از زبلاگ کلبه علم و مجله خانواده سبز

تاثیر گروه‌ خون بر روحیه افراد!

تاثیر گروه‌ خون بر روحیه افراد!

یافته‌های یک پژوهشگر ایرانی حاکی از تاثیر گروه‌های خونی بر مشارکت گروهی است به طوری که دارندگان گروه خونی A روحیه مشارکت بهتری نسبت به سایر گروه‌های خونی دارند.


ایسنا نوشت :



نرگس علیزاده، مدرس دانشگاه غیر انتفاعی مولانا و پژوهشگر این طرح می گوید:این پژوهش بر اساس داده های جمع آوری شده از شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران آزمون و تبیین شده است.

براساس نتایج این تحقیق گروه خونی A بیشترین مشارکت را در بین گروه دارا می باشد و گروه خونی O دومین و گروه خونی AB سومین رتبه را در همکاری گروهی دارند و گروه خونی B کمترین تمایل را جهت همکاری گروهی دارد و بیشتر مواقع تمایل به کار بصورت منفرد را دارند

علیزاده خاطرنشان کرد: تحقیقات زیادی در مورد تاثیر گروههای خونی بر خلق و خوی افراد انجام شده است. فروکاوا در اولین تحقیقش در مورد گروه خونی و شخصیت در ۱۹۲۷ اینطور نتیجه گرفت که گروه‌های خونی انسانها یکی از مهمترین تعیین کننده های خلق و خوی افراد می باشند. او گفت گروههای خونی O و B فعال (پرخاشگر، مترقی، مثبت) هستند در حالیکه گروههای A و AB (محافظه کار، تدافعی، منفی) غیر فعال هستند. وی در ادامه تحقیقاتش نتیجه گرفت که اکثر افراد با گروه خونی O دمدمی مزاج، خوش بین، اجتماعی و لجباز هستند.

براساس پژوهش‌ها، افراد گروه خونی A حالات افسردگی دارند، خجالتی، آرام، دو دل، نگران، خوددار و حساس، گروه خونی B خوش بین و امیدوار، صادق و بی ریا، شاد و بشاش، اجتماعی، سریع و دلسوز و افراد با گروه خونی AB دارای خلق و خوی ضد و نقیضی بوده و به راحتی نمی توان آنها را شناخت.

علیزاده خاطرنشان کرد: البته در همان سال‌ها محققانی بودند که با بی پایه و غیرعلمی خواندن مطالعات فروکاوا تاکید داشتند که هیچ رابطه ای بین گروه خونی و هوش، احساسات، خصوصیات فردی یا شخصیت وجود ندارد. در دهه های ۶۰ و ۷۰ محققان ابزارهای پیچیده تری برای ارزیابی خصوصیات اخلاقی ایجاد کردند و از آن زمان به طور گسترده روی روان رنجور خویی و برون گرایی در رابطه با گروه خونی تحقیقاتی انجام دادند.

وی تصریح کرد: محققانی به نام آنگست و مورر- گرولی (۱۹۷۴) در تحقیقاتشان نمرات روان رنجورخویی بالاتری بین افراد با گروه خونی B یافتند. جوگاوار (۱۹۸۳) متوجه شد که افراد با گروه خونی B از نظر احساسی کمتر ثبات دارند و بیشتر نگران هستند و زیاد به خود متکی نیستند. گوپتا (۱۹۹۰) مشاهده کرد که نمرات روان رنجور خویی در بین افراد با گروه خونی B به شدت بالاتر است. ماروتام و پراکاش (۱۹۹۰) نیز روان رنجور خویی بالایی برای افراد با گروه خونی B گزارش کردند.

علیزاده خاطرنشان کرد: سه تحقیق بر وجود رابطه بین روان رنجور خویی و گروه خونی تاکید کردند. ریندیس، کریستو دولوس و استفانیس (۱۹۸۰) صرف نظر از گروه خونی متوجه شدند زنان نمرات روان رنجورخویی بالاتری نسبت به مردان دارند.

نتایج تحقیق آنها نشان داد جنسیت می تواند یک متغیر میانی در رابطه بین گروه خونی و شخصیت باشد.

خوابگاه!!!

خوشا خوابگاه ووضع بی مثالش/خداوندا نگه دار از زوالش

ز شامی های ما 100لوحش ا.../که عمر مور میبخشد کبابش

میان راه خوابگاه تا دانشگاه/عبیر آمیز می آید شمالش!!

به خوابگاه  آی  فیض  صفاسوتی/بجوی از بچزای صاحب کمالش

که نام نمره 20 برد آنجا /که خر خوانان ندادند انفعالش

ازآن همخوابگاهی  شنگول سرمست/چه داری آگهی،چونست حالش

اگر هم خوابگاهی خونم بریزد/دلا چون شیر مادر کن حلالش

مکن از خواب بیدارم خدارا/که یکدم نیست خواب اندر اتاقش

الا فهیمه که میترسی از هجر/توکردی شکر ایام وصالش؟



نظر یادتون نره!!!

حشرات

عکاس مشهوری با استفاده از میکروسکوپ الکترونی مجموعه تصاویری از هیولاهای خانگی به ثبت رسانده است که می تواند دیدنی و در عین حال رقت انگیز باشند. عکاس علمی مشهور "استیو اشمایسنر" 61 ساله با کمک میکروسکوپ الکترونی بسیار قدرتمندی موفق به ثبت تصاویری از جهان میکروسکوپی حشراتی شده است که در کنار ما به صورت مخفیانه و یا آشکار زندگی می کنند. حشراتی که پس از میلیونها بار بزرگنمایی بیشتر به هیولاهای وحشتناک فیلمهای هالیوودی شباهت دارند تا یک موجود میکروسکوپی.

این عکس‌ها پس از میلیونها بار بزرگنمایی چهره واقعی کرمهای ریز مانند سوسک آرد، کرم خاک، مگس ها و ککهایی که در فرش و مبلمان و کابینتهای خانه های مسکونی کمین کرده‌اند را  به وضوح نشان می‌دهد:

 

 

 

ادامه نوشته

طنز: تفاوت شب های امتحان در خوابگاه دختران و پسران

طنز: تفاوت شب های امتحان در خوابگاه دختران و پسران
خوابــگاه دختران (شـب امتحان)

سکـانس اول: (دخــتر «الناز» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «زهرا» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)

الناز:ِ وا!… خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!

زهرا: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)

الناز: بگـو ببـینم چی شـده؟

زهرا: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <بیو!!!> رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)

الناز: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم… گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض الناز نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟

زهرا: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم!
می فهـمی
الناز؟فقط 8 دور… (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی شهرزاد و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

الناز: عزیزم… دیگــه گریه نکن. من و شهرزاد هم فقط 7 – 8 دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.

زهرا: نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!

(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد.
اسـترس عظیـمی وجـودِ
الناز و زهرا را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «سحر» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)

الناز: چی شـده ؟!

سحر
: (با دلهــره) کمـک کنیـد… شهرزاد داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!

الناز: لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.

سحر: خب، منــم 19 بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر. (و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «شهرزاد

» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)


خوابــگاه پســران (شـب امتحان)

سکــانـس دوم: (در اتـاقی دو پـسر به نـام های «بهروز» و «مهرداد» دراز کشــیده انـد. بهروز در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و مهرداد مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، واحدی شـان،
«امید» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)

امید: بهروز… شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.

بهروز: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.

امید: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.

بهروز: آره… منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟ مگـه تو کلاسـتون دختـر نداریـد؟!

امید: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه مهرداد اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا مهرداد! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!

مهرداد: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه 10 دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. دختــرای کلاس مـا که مثـل دختـرای شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری…

بهروز: (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) مهردادجـون… اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!

در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «پوریا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)

امید: چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!

پوریا:پیروزی همین الان دومیشم خورد!!!

بهروز:اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه….. .!!! استقلال قهرمان میشه خدا می دونه که حقشه…………… و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند.........
__________________

تشكر وي‍ژه از omid.s و مهرداد و پوریا كه  در تهيه اين مطلب يار و هم يار من بودند

only for fun

تشکر فراموش نشه هاااااا!!!!!!!!!!!!

درس خوندن پسرا

درس خوندن پسرا


آخریش

خب شما آخرین نفری بودید که به جمع دندونی های زنجان ملحق شدید .اسمتونم آخر در اومد. امیدوارم از این جا به بعد تو موقعیت های خوب جزء اولین ها باشید.

آقای دکتر پژمان رحمانی

یکی دیگه

سلام.امروز اسم یه همکلاسی دیگه و نظرای شماها.

آقای دکتر مهرداد نوری نیک(دکتر بهرام الهی)

شمارش معکوس

۳نفر فقط ۳تای دیگه .امروز یکیش .۲تاشم باشه طلبتون

آقای دکتر امید نوریان

اگر دروغ رنگ داشت...

اگر دروغ رنگ داشت

اگر دروغ رنگ داشت ؛

هر روز شاید ؛ 

ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه میبست 

و بیرنگی کمیاب ترین چیزها بود 

اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت؛ 

عاشقان سکوت شب را ویران میکردند 

اگر براستی خواستن توانستن بود ؛ 

محال نبود وصال ! 

و عاشقان که همیشه خواهانند؛ 

همیشه میتوانستند تنها نباشند 

..........

  

اگر گناه وزن داشت ؛ 

هیچ کس را توان ان نبود که قدمی بردارد ؛ 

تو از کوله بار سنگین خویش ناله میکردی ... 

و من شاید ؛ کمر شکسته ترین بودم 

اگر غرور نبود ؛ 

چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند ؛ 

و ما کلام محبت را در میان نگاههای گهگاهمان جستجو نمیکردیم 

اگر دیوار نبود ؛ نزدیک تر بودیم ؛ 

با اولین خمیازه به خواب میرفتیم 

و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان حبس نمیکردیم 

اگر خواب حقیقت داشت ؛ 

همیشه خواب بودیم


هیچ رنجی بدون گنج نبود ... ولی گنج ها شاید بدون رنج بودند 

اگر همه ثروت داشتند ؛ 

دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند 

و یکنفر در کنار خیابان خواب گندم نمیدید ؛ 

تا دیگران از سر جوانمردی ؛ 

بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند 

اما بی گمان صفا و سادگی میمرد .... 

اگر همه ثروت داشتند 

اگر مرگ نبود ؛ 

همه کافر بودند ؛ 

و زندگی بی ارزشترین کالا یود 

ترس نبود ؛ زیبایی نبود ؛ و خوبی هم شاید اگر عشق نبود ؛ 

به کدامین بهانه میگریستیم ومیخندیدیم؟ 

کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟ 

و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب میاوردیم؟ 

اری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم .... 

اگر عشق نبود 

اگر کینه نبود؛ 

قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند 

اگر خداوند ؛ 

یک روز آرزوی انسان را براورده میکرد 

من بی گمان 

دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا

انگاه نمیدانم 

براستی خداوند کدامیک را می پذیرفت


دکتر شریعتی