الکساندر فلمینگ

 

حکمت روزگار !!
اسمش فلمينگ بود . کشاورز اسکاتلندي فقيري بود. يک روز که براي تهيه معيشت خانواده بيرون رفت، صداي فرياد کمکي شنيد که از باتلاق نزديک خانه مي آمد. وسايلشو انداخت و به سمت باتلاق دويد.اونجا ، پسر وحشتزده اي رو ديد که تا کمر تو لجن سياه فرو رفته بود و داد ميزد و کمک مي خواست. فلمينگ کشاورز ، پسربچه رو از مرگ تدريجي و وحشتناک نجات داد.
روز بعد، يک کالسکه تجملاتي در محوطه کوچک کشاورز ايستاد.نجيب زاده اي با لباسهاي فاخر از کالسکه بيرون آمد و گفت  پدر پسري هست که فلمينگ نجاتش داد.
نجيب زاده گفت: ميخواهم ازتوتشکر کنم، شما زندگي پسرم را نجات داديد.
کشاورز اسکاتلندي گفت: براي کاري که  انجام دادم چيزي نمي خوام و پيشنهادش رو رد کرد.
در همون لحظه، پسر کشاورز از در کلبه رعيتي بيرون اومد. نجيب زاده پرسيد: اين پسر شماست؟ کشاورز با غرور جواب داد بله.” من پيشنهادي دارم.اجازه بدين پسرتون رو با خودم ببرم و تحصيلات خوب يادش بدم.اگر پسربچه ،مثل پدرش باشه، درآينده مردي ميشه که ميتونين بهش افتخار کنين” و کشاورز قبول کرد.
بعدها، پسر فلمينگ کشاورز، از مدرسه پزشکي سنت ماري لندن فارغ التحصيل شد و در سراسر جهان به الکساندر فلمينگ کاشف پني سيلين معروف شد.
سالها بعد ، پسر مرد نجيب زاده دچار بيماري ذات الريه شد. چه چيزي نجاتش داد؟ پني سيلين. اسم پسر نجيب زاده  چه بود؟ وينستون چرچيل


تا حالا چيزي خوندي؟

سلام بر همه ی همکلاسی های عزیز

 

قبل از هر چیز خیلی خوشحالم که یک سال با بچه های خوبی مثل شما همکلاس بودم

 دوم اینکه امیدوارم تابستون خیلی خوبی داشته باشید و حسابی بهتون خوش بگذره

بعدشم اینکه با علوم پایه چیکار می کنید ؟؟؟

راستش چند تا موضوع رو باید به همه اطلاع  میدادم :

در مورد اسامی دوستانی که برای برنامه ی علوم پایه تو تابستون ثبت نام کردن  دکتر ناظمی گفتند از اونجایی که دیر اقدام شده(حتی ثبت نام هم خیلی دیر بود) کلاسی برگزار نمی شه و پیشنهادشون بر برگزاری 3 آزمون بود 2تا تو مرداد و یکی در هفته ی اول شهریور

و هدف اصلی این بود که بچه ها طراح سوال باشند  یعنی با سوالات و متون  ع پ  کلنجار برن که این به یادگیری شون کمک می کنه( هر آزمون رو یه گروه 5-6 نفری ) 

و یا اینکه حتی اگر بچه ها فرصت نداشتند  و یا نتونستند، 2تا آزمون 89و 90 ع پ رو به صورت اینترنتی همه در یک زمان مشخص جواب بدند و هدف اینکار هم قرارگیری در شرایط امتحان و فهمیدن اینکه چه مباحثی رو خیلی ضعیفند و باید بیش تر بخونند و ......و دکتر ناظمی هم پاسخنامه ها رو تصحیح بکنند.

که طبق نظر خواهی از بچه ها تعداد موافقین کم بود و برنامه کنسل شد!

منتها ایشون چندتا راهنمایی کلی رو برای شرکت با آمادگی بیش تر توآزمون مطرح کردند که بایستی همه مطلع میشدند:

راهنمایی ها از این قرار بود :

1-مثل امتحانای رزیدنتی و برد درس بخونید ! یعنی اول خوندن سوال و دیدن انواع سوالات و فهمیدن نگاه طراح سوال و بعد خوندن مبحث (همون خوندن سوال و جواب کتاب تست میر )

2-  6روز تو هفته درس بخونید و صبح جمعه ها مرور دروس 6 روز گذشته و عصر جمعه ها استراحت

3- یه  هفته به امتحان دوره دروس : فقط مطالب مهم و علامت زده شده

 انشاالله همگی امتحانتونو خیلی خوب پاس کنید!!!!!!!!!

اگه نظر یا پیشنهاد دیگه ای برای درس خوندن یا همین برنامه ی تابستون داشتین حتما بگین تا همه استفاده کنن.

راستی یادم رفت ،

ماه پر برکت رمضان بر همگی مبارک.

با سلام...

در طول این چند ترمی که در کنار هم بودیم و تلاش کردیم که به نحوی با درس ها کنار بیاییم و با تلاش و کوشش نمره ای برای پاس کردن دروس کسب کنیم

نباید از تلاش های عده ای که بدون هیچ چشم داشتی برای کلاس زحمت کشیدند و وقت گرانبهای خود را صرف راحتی و آسایش هم کلاسیهایشان کردند غافل شد.

اول از آقای حسینی که در این مدت نمایندگی کلاس را بر عهده داشته و همیشه بهترین تصمیم ها را بامشورت برای کلاس گرفته و هر بار که مشکلی پیش آمده با تمام توان سعی در حل مشکل بر آمده ونظر تک تک همکلاسی هایش را محترم شمرده واز هیچ کمکی دریغ نکرده تشکر کنم وبگم که مطمئن باش که همه قدردان زحماتت هستیم.

دوم گروه جزوه که شاید همه ما راحتی خود را, سر کلاس وشب امتحان مدیون آن هستیم

در طول 3ترم گذشته که آقایان, فروغ مهر , چوکامی و فتحی مسولیت آن را بر عهده داشتند شب و روز تلاش کردند که جزوه ها را با کمترین غلط و کوتاهترین زمان ممکن به دست همکلاسی هایشان برسانند و حتی بعضی مواقع مجبور شدند به جای دیگران جزوه بنویسند تا کسی از بابت جزوه ناراحت نشود.این ترم هم که خانم محمد حسینی مسولیت گروه جزوه را بر عهده گرفته اند تلاش کردند که جزوه ها را حتی بهتر از ترم های پیش تحویل دهند و کاری کردند که حتی یک نفر هم از گروه جزوه ناراضی نباشد.

همچنین ازهمه آنهایی که برای کلاس زحمت کشیده اند و اسمی از آنها برده نشده هم تشکر میکنم.

ببخشید که نشد اسم تک تک شما را قید کنم.

 

دقایقی آز آخرین روزهای زمستان سال یک هزاروسیصدو نود خورشیدی

با سلام

دو تا مطلب کوووووووچووولوووووو:

1.کلاس مرفولوژی عملی روز شنبه1390/11/15 تشکیل نمیشه یعنی شنبه طرف صبح کلاس نداریم

2.کلاس دفاع مقدس(درس اختیاری) روزای سه شنبه ساعت 5-3 تشکیل میشه(کسب اطلاعات بیشتر از خانم پروانیا)

                                             *لطفـــــــــــا به همدیــــــــــــــــگه اطلاع بدید*

عيدتون مبارك

عيد سعيد فطر بر همه مبارك

آشنایی با عید سعید فطر

با سلام خدمت همه

نماز روزه همه قبول درگاه حق باشه انشاء الله...

گفتم ك اين چندروزه ك آقا بهروز سرش شلوغه،منم يه ذره در مورد كاراي وبلاگ كمكش كنم و 1كوچولو پيام تبريك عيد فطر رو بزنم رو وب........از همه التماس دعا دارم

*********************

واژه عید، در اصل از فعل عاد (عود) یعود اشتقاق یافته است و معانى مختلفى براى آن ذکر کرده‌‏اند.

عید فطر یکى از 2 عید بزرگ اسلامى است که درباره آن احادیث و روایات بی‌شمارى گفته شده است. مسلمانان روزه‏‌دار که ماه رمضان را به روزه گذرانده و از خوردن و آشامیدن و بسیارى از کارهاى مباح دیگر امتناع ورزیده‌‏اند، اکنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏‌طلبند.

روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده‏‌اند که در این روز، امر امساک و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شد و رخصت داده شد که مؤمنان در روز افطار کنند و روزه خود را بشکنند.

فطر و فطور به معناى خوردن و آشامیدن است و گفته شده است که به معناى آغاز خوردن و آشامیدن نیز هست. به همین دلیل است که پس از اتمام روز و هنگام مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، انسان افطار مي‏کند.

منبع:http://hamshahrionline.ir

توجه توجه:

اولا سلـــــــــــــــــام......

ثانيا روز پزشك مبــــــــــــــــــارك

ثالثا بنا بر آخرين اخبار دريافتي از آموزش دانشكده،انتخاب واحمون بنا بر دلايلي از 5شهريوره تا 7 شهريور.

گفتم ك اطلاع داشته باشيد...........!

رابعا فعلا خداحافظ!!!!!!!!!!

وصیت نامه...

اندر مقامات ترم2

من رفتم،میروم جایز نیست؛در بین تک تک برگهای دفتر زندگیم،خاطراتم را ورق میزنم.

دوستانیکه مهربانانه امتحانات را لغو میکردند،پسرانی که امیدوارانه گاه بهداشت،سرهاشان را بر  دیوار سخت ونمور کلاس میکوبیدند؛گویی با هر ضربه باری از بارهای سخت روزگاررابردوش آن می انداختند.یاشاید برای کار سخت وطاقت فرسای درس،از دیوار سختی می آموختند.یاشاید هم برای غربال گل هاوپوچ ها...!نمیدانم؟؟؟

دخترانی به روشنی آفتاب،پرآواز چون چلچله،که برای پرورش اندیشه،بی صبرانه ودمادم وباپاهای خستگی ناپذیر، برتکیه گاه های جلودستی ها  تنه میزدند ودراین میان شاید کسی که میخواست درزمان ومکان بماند.اما...!

پسرانیکه همیشه قرار بودبیایند!دخترانیکه از اتحاد سیرت،1صورت مینمودندوغیر قابل تمایز،چنانکه روزی وشامی،یکجا دونفر در یک بدن حضور می یافتند!پسرانیکه همیشه مهربان بودند واین نرم خویی،تنها هنگام امتحانات وزکات پردازی نبود!پسرانی دلگرم از کولاک سرمای برفهای شادی!دختران جویای علمی که در مسیر کشف راه های بهتر خوابیدن در کلاس،به آزمایش فرایض خود در هر فرصت کوچک میپرداختند ودراستفاده از تجهیزاتی چون عینک برای کیفیت بیشتر،از هیچ تلاشی واگزار نمیکردند!

پسرانیکه فرکانس آنها بی وقفه باموجهای مختلف از رادیو معارف گرفته تا رادیو ادب تداخل پیدامیکرد.

پسرانی باکفشهای سربی ومحکم والبته کارامد برای رفع مشکلات تاسیساتی!

بچه هایی چون پسته خندان که درجه دهانشان گاه منفرجه(سا@جمعیت)وگاه حاده ومتمایل به  صفر (سا@فیزیوعلیپور) میشد.

پسرانیکه دیگراز رفع خستگی اساتید خسته شده بودندواساتید هم که خسته وآنتراکت نده!

ازانساها که بگذریم چیزایی هستند که یادشان اشک آدم را درمیاورد،تلخند اما جالبنگیزناکنمابخش ترین!!!!

ازخاطرات بوی منوبریومهای سوخته،فریزرهای پر شده،غذاهای ته گرفته،تخم مرغ پفیهای چربوچیلوی سرطانزادر ماهیتابه های بندرت تفلن،افزوده شدن چند لایه اپی تلیوم جهت عایق بندی در برابر عبور نانهای خشک خوابگاه _که برسر زانو شکسته،در خون دل خیس میکردیم ومیخوردیم_گرفته،تا تلفات انسانی از جمله: سوختگی های مختلف وصحنه های طبیعی از فیلم اره مثل ماندن  انگشت سبابه لای لولای تخت داغون،فوبیاهای مختلف نشئت گرفته از پریدن گربه روی سر ویافتن سوسک وعنکبوت در رختخواب،که همگی برای خود دنیایی بودند....

چیزهایی هم متواتربودند:تکرار داستان معروف خروگل در لیالی پرقدرامتحان و تعهدات مختلف مبنی بر خرخونی های تدریجی برای ترم بعد.وبالاخره رفتن سراغ بازیهای سرکاری چون چیکن ومرور تمامی محصولات صوتی تصویری تکراری وحفظ شده....

 

بعداز این همه مرورشیرین خاطرات،در آخر بایدوصیت کنم که سرعت خبری بالا در بسیاری از مواردآن چنان هم خوب نیست؛برای تفهیم بهتر وبرای مثال:من تنهامیتوانم بشما دوستان عزیزم بگویم که این ترم را در خدمتتان هستم،اما اینکه چگونه به شیخ اشراق،سهروردی اطلاع بدهم رامانده ام!!!

 

دوستان هرجاش ابهام یا سوال بودبپرسید.آخه میخواستم ۱پاورقی بذارم اما گفتم بیمزه میشه!

(ایناروسرسومین امتحانمون نوشتم .یادش بخیر...امابدلیل خرابی مدم والبته تنبلی دیگه الان گذاشتم...)

 

سلام خدمت همه:

انتخاب واحد ترم جديد از 90/6/1 لغايت90/6/3 هستش.به همديگه اطلاع بديد ك كسي جا نمونه!!!!!!!!!!!!!

در ضمن  اين ترم از شنبه تا 4شنبه كلاس داريم:

8تا 10صبح****10تا12****1تا3ظهر

شنبه:فيزيو نظري/ويروس/ويروس

1شنبه:فيزيك پزشكي/انگل شناسي/زبان عمومي

2شنبه:ميكروب شناسي/فيزيو عملي/زبان عمومي

3شنبه:جنين شناسي/آيين زندگي/ريشه هاي انقلاب

4شنبه:ميكروب شناسي نظري/ميكروب شناسي عملي

در ضمن شروع كلاسا هم 19 شهريوره(طبق تقويم آموزشي)البته اگه تغييري در زمان شروع كلاسا باشه اعلام ميكنيم

نظري يا سوالي باشه بپرسيد فقط از همه ميخوام به همديگه اطلاع رساني بكنن

 

سلام خدمت اطباي كلاس...

اگه يادتون باشه قرار شد موضوع تحقيق و كار پژوهشي داشته باشيم كه هر كس مايل باشه شركت كنه و همكاري كنه.دكتر جولايي به بنده 1 موضوع داده و گفته كه اطلاع رساني كنم:

كليد واژه ها:آلودگي هاي باكتريايي در محلول هاي ظهور و ثبوت

/bactrial contamination

/fixation solution

/developing solution

منابع:google

pubmed       

هرجاي ديگه كه بتونيد...

در ضمن بايد چندين مقاله فارسي و انگليسي دربارش بخونيم تا كليات مطلب دستمون بياد.

از ما گفتن و از شما شنيدن....ايشالا كه هممون موفق بشيم!!!!!!!!

 

رازهای انیشتین

 

به گمانم این نابغه فیزیک را به اندازه کافی بشناسید. اما اینشتین جملات قصاری دارد که دقت به آنها برای جمع و جور کردن کلاف سر در گم زندگی مطمنا نمی‌تواند خالی از لطف باشد.

کنجکاوی‌تان را دنبال کنید: “من استعداد به خصوصی ندارم. فقط به شدت کنجکاوم.”

درباره چه چیزی کنجکاو هستید؟ دنبال کردن کنجکاوی‌تان راز موفقیت‌تان است. تا زمانیکه به هدف‌تان برسید، پشتکار دارید؟ اینشتین می‌خواهد بگوبد، تمام ارزش تمبر پستی به این است که با تمام نیرو به چیزی بچسبد، تا اینکه به مقصدش برسد. مانند تمبر پستی باشید، مسیری را که آغاز کردید به پایان برسانید. به یاد بیاورید که در جایی دیگر اینشتین گفته بود، “من برای ماه ها و سالها فکر می‌کنم و فکر می‌کنم. ۹۹ بار نتیجه اشتباه است. صدمین بار حق با من است.”

۳- تخیل قدرتمند است: “تخیل همه چیز است. تخیل پیش نمایشی از جذابیت‌های آینده زندگانی است. تخیل با ارزش‌تر از دانش است.”

آیا از تخیل‌تان استفاده می‌کنید؟ اینشتین می‌گوید تخیل با ارزش‌تر از دانش است. به یاد بیاورید که توماس ادیسون می‌گفت: “برای ابداع، به یک تخیل خوب و کپه‌ایی از آت و آشغال نیاز دارید.”

۵- برای اکنون زندگی کنید: “من هرگز به آینده فکر نمی‌کنم – آینده به زودی فرا خواهد رسید.”

شما نمی‌توانید فورا آینده را دست خوش تغییرات کنید، بنابراین بسیار مهم است که تمام تلاش‌تان را برای “اکنون” وقف کنید.

۶- انتظار نتایج متفاوت نداشته باشید: “حماقت این است که بارها و بارها کاری یکسان انجام دهید و انتظار نتیجه‌ای متفاوت داشته باشید.”

شما نمی‌توانید کاری یکسان را هر روز انجام دهید و انتظار تفاوت در نتایجش داشته باشید. به عبارتی، برای ایجاد تغییر در زندگی بایستی در خودتان تغییراتی ایجاد کنید.

۷- حماقت و نابغگی: “تفاوت بین حماقت و نابغه بودن در این است که نابغه بودن محدودیت‌های خودش را دارد.“

۸- یادگیری قوانین و سپس بهتر بازی کردن: “شما بایستی قوانین بازی را بیاموزید. و سپس بهتر از هر فرد دیگری بازی می‌کنید.”

دو کار است که باید انجامش دهید: ابتدا باید قوانین بازی را که می‌خواهید بازی کنید بیاموزید. درست است، خیلی هیجان انگیز نیست اما حیاتی است. بعدا، شما بهتر از هر فرد دیگری بازی خواهید کرد.

۹- دانش از تجربه می‌آید: “اطلاعات، دانش نیست. تنها منبع دانش، تجربه است.”

دانش از تجربه می‌آید. شما می‌توانید درباره‌ی کاری بحث کنید، اما بحث کردن فقط درکی فیلسوفانه از آن کار به شما می دهد. شما بایستی در ابتدا آن کار را تجربه کنید تا بدانیدش.